بر روی قلب من بیا
ای روح ستمگر و بیرحم
ای پیر محبوب، ای دیو بیاعتنا
میخواهم
انگشتان لرزانم را درون بالهای سنگیات فرو برم
میخوام سرِ دردآلودم را
در دامن تبدار تو بگذارم
و رطوبت عشق مردهام را
چون گل پژمردهای ببویم
میخواهم بخوابم،، میخواهم در خوابی راحت
چون آرامش مرگ، غرق شوم
میخواهم بر پیکر زیبا و صاف و مسیرنگ تو
بیآنکه دندان فروکنم بوسه گسترانم
از این پس ای لذت زندگانی من
چون برگزیدهای بیگناه، که محکوم رنج و عذاب است
سرِ اطاعت، بر پای سرنوشت خواهم سود
تا شور و حرارت آن آتش اندوهم را تیزتر کند
" شارل بودلر"
ترجمهی مرتضی شمس
برای حال امشبام
🫂❤️
پاسخ دادنحذف😘🫂
حذف