۱۴ شهریور ۱۴۰۵

روز ۹۴ _ برگزیده‌ی بی‌گناه

 بر روی قلب من بیا

 ای روح ستمگر و بی‌رحم

ای پیر محبوب، ای دیو بی‌اعتنا

می‌خواهم

انگشتان لرزانم را درون بال‌های سنگی‌ات فرو برم

می‌خوام سرِ درد‌آلودم را 

در دامن تب‌دار تو بگذارم 

و رطوبت عشق مرده‌ام را 

چون گل پژمرده‌ای ببویم

می‌خواهم بخوابم،، می‌خواهم در خوابی راحت

چون آرامش مرگ، غرق شوم

می‌خواهم بر پیکر زیبا و صاف و مسی‌رنگ تو

بی‌آن‌که دندان فرو‌کنم بوسه گسترانم


از این پس ای لذت زندگانی من

چون برگزیده‌ای بی‌گناه، که محکوم رنج و عذاب است

سرِ اطاعت، بر پای سرنوشت خواهم سود

تا شور و حرارت آن آتش اندوهم را تیز‌تر کند

" شارل بودلر"

ترجمه‌ی مرتضی شمس


برای حال امشب‌ام

۲ نظر: