باید تحمل ناراحت شدن آدمها از خودم رو تمرین کنم.
باید نسبت به واکنشهای شدیدم در مواجهه با اتفاقات اوکی شم.
باید نگران قضاوت آدمها نباشم.
باید گند بزنم، باید خیلی گند بزنم.
تراپیستم میگف با توجه به چیزهایی که برام تعریف کردی، تو اصلا وابسته نیستی، تو تایید طلبی.
میدونم خاموش نمیشه ولی چجوری میشه شعلهاش رو کشید پایین؟
یه تمرین داشتیم که برو تو یه جای شلوغ مثال شهروند (اون موقع شهروند جای شلوغ و امن به حساب میاومد) و بعد یه درخواست خیلی ساده کن از غریبهها که میدونی جوابش نه است.
پاسخ دادنحذفمثلا من این کیم رو پختم میکشه امتحان کنی و نظرت رو برام تو اکانت اینستا زیر این پست بنویسی؟ کیو آر پستت رو هم داشته باش. احتمالا خیلی نه میشنوی. ولی تایید نشدن رو حس میکنی.
بعدش از خودت بپرسی: «قبلش فکر میکردم چه اتفاقی میافته؟ واقعاً چه اتفاقی افتاد؟ ناراحتیام چقدر بود و چقدر طول کشید؟»
نمیدونم به کارت بیاد یا اصلا قاطی کردنش با پروژه کارت ایده درستی باشه. فقط الان تو ذهن من یوکو یا خوشمزههای عالم پیوند داره.
پاسخ دادنحذفچیزی که تأییدطلبی رو کم میکنه صرفاً نه شنیدن نیست، بلکه یاد گرفتنِ تحملِ نه شنیدن بدون تغییر دادن خودت برای گرفتن تأییده. و این تمرین تو رو در موقعیت خیلی معرب و ناراحتی قرار میده وای برای مدت کوتاه و بدون عواقب جدی.
اگه کسی گفت نه، فقط بگی «ممنون، روز خوبی داشته باشی» و بری. لازم نیست قانعش کنی، توضیح اضافه بدی یا تلاش کنی نظرش رو عوض کنی. البته تعارف غذا به غریبهها ممکنه به دلایل بهداشتی یا احتیاطی رد بشه؛ بنابراین «نه» لزوماً هیچ ربطی به تو یا کیفیت کیکت نداره. یعنی خود این سناریو احتمال نه شنیدنش بالاست 😅
پاسخ دادنحذفالان خودم خندم گرفته که یوکو ننوشت این رو که تو بیای براش نسخه بپیچید ولی دیگه پیچیدم .. ولی این تمرینه، خیلی تمرین عجیبیه. انگار وایستی بگی بیاین بهم مشت بزنین.
پاسخ دادنحذف