۱۴ مرداد ۱۴۰۵

تعهد نازک

 من اینجام. یک ساعتی هست که اینجام. وبلاگ رو باز کردم، دو سه تا پست خوندم و کامنت گذاشتم. اما دستم به نوشتن نمی‌ره. نمی‌خوام از غرها و استرس‌های این روزهام بنویسم م الان ذهنم توان فکر کردن یا نوشتن از موضوع دیگه‌ای رو هم نداره. یادم می‌افته پریشب فصل یازده بازی اوکلیدیا رو آنلاک کردم، اما وقت نکردم بازی کنم. می‌رم سراغش و سعی می‌کنم با چندتا مسأله هندسه کلنجار برم. یکی دوتا ستاره می‌گیرم، اما خیلی سخت شده و تئوری سوال‌ها از دانش من بالاتره. وبلاگ هنوز جلوم بازه. من اینجام چون به نوشتن متعهدم، چون روتینم در حد باز کردن وبلاگ برقراره، اما یارای نوشتن نیست. پس همین.

۵ نظر:

  1. اون بازی بوردگیم‌ه آیا؟

    پاسخ دادنحذف
  2. بیا بنویس عزیز من 🫂

    پاسخ دادنحذف
  3. صد باریکلا به تو دختر. شکستن همون سکوت و سفیدی ادیتور تو این وقتا خیلی قدرت میخواد. آفرین :*

    پاسخ دادنحذف