از صبح عین فرفره دور خودم چرخیدم. خبر خوندم. خودم رو خوردم و سرم رو گرم نگه داشتم با چک لیست ننوشتهام. بعد از یک ماه روز شنبه تونستم برم جیم. ورزشهای شنبه سختن. برای من سختن. وقتی با پای چپ ددلیفت رومانیایی تک پا میزنم لق میخورم مخصوصا اگه به جای میله، دمبل بگیرم دستم. وسط ست به زمین و زمان فحش میدم. نفس عمیق میکشم یه بار کل بدن رو ریست میکنم و ادامه میدم. حرکت بعدی لانج بلغاریه. ماههاست که کابوسمه. توی پایین رفتن و حفظ تعادل خیلی بهتر شدم ولی بعد از چند تا، پا شدن سخت میشه و دو تای آخر رو مطمینم با فرم خراب میرم. امروز با همون وزنه دفعه قبل رفتم جلو ولی نُت گذاشتم که اگه دفعه بعد،تو ستِ اول خیلی فرمم خراب شد، وزنه رو بیارم پایین. بعد هم تمرین تکپا ساق بود. این دومین بدترین کابوسمه. خیلی کند بهتر میشم. توی رنج کامل بعد از اینکه میرم پاییم دیگه نمیتونم زیاد رو نک پنجه بالا بیام. باید از اون یکی پا کمک بگیرم. از بعد آسیب دو سال پیشم آدما رو فقط با سایز ساقشون قضاوت میکنم. از یه حدی ورزیدهتر باشه ساق از من فحش میخوره! چی کار کنم حسودم!
فارمرز کَری (گام زدن کشاورز) رو به نفع شنا پیچوندم. با این حال ده دقیقه بیشتر برای شنا نموند. ۵۰۰ متر ریکاوری تبدیل شد به کاردیو. ۱۰۰ متر آخر رو قاچاقی رفتم. همین.
پ.ن. هزارتا حرف دارم ولی تمرکز ندارم. دوباره استرس دارم حتی بعد ازاین ورزش.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر