۰۷ شهریور ۱۴۰۵

داستان داره خیلی رمانتیک میشه...

تازه از قبرستون برگشته بودم و داشتم تند تند با مرد چت می کردم چه حرفای باحالی.  با بچه رفتیم یه چیزی برای شام بخریم. نفس عمیق کشیدم هوا رو بو کردم گفتم یه بوی خوبی میاد گفت بوی شبای تابستون ایران میاد. اره هم بوش میومد هم سروصدای آدما از بار کنار فروشگاه.

هوا بوی ایران میداد و من توی قبرستون زیبایی با مرد قرار گذاشتم. سریع دوش گرفتم و فقط یک رژ کمرنگ زدم بدون هیچ آرایش دیگه ای. تتوی خط چشم هم که دارم.  دلم براش تنگ شده بود. الانم دلم براش تنگه باز. برای اولین باز از وقتی مادر شدم تاپ کراپ پوشیدم اون هم بدون سینه بند و شلوار نرم و قشنگی اون هم بدون لباس زیر. قرار ناگفته مون این بازی بود که بروی خودمون نیاریم اینها رو. نمیتونستم با اون کراپ برم بیرون یه چیزی هم روش پوشیدم که بتونم در مکان های عمومی بدنم رو بپوشونم. تاپه بدن نماست. 

توی قبرستون خوشگل یعالمه قدم زدیم و حرف زدیم. همدیگه رو خوب نگاه کردیم . خیلی نامحسوس سوسکی ولی حسابی چشم چرونی کرد . هیچ کسی توی قبرستون نبود سکوت بود و طبیعت و هوای اردیبهشتی. 

تا از هم جدا شدیم برگشتیم به فضای چت که خیلی بهم نزدیک تریم. اینقدر پیام های قشنگی برام زد که چشمام قلب قلبی شد. میخوام بعد این پست برم دوباره و چند باره مسیج هاشو بخونم بس که خوبن. گفت من زمان لازم دارم برای خو گرفتن و قبول  شرایط جدیدم. گفت که داره از این داستان و روند آهسته اش لذت میبره. گفتم منم خوشم میاد.

داستان شازده و روباهه. داریم آیین اهلی کردن به جا میاریم. هر بار به قدم بهم نزدیک تر میشیم و عمیق تر تو چشمای هم نگاه میکنیم. یواش یواش رابطه داره دو طرفه داره شکل میگیره. یکم بغل های سلام خداحافظی مون طولانی تر و سفت تر میشه. ....یواش یواش...



خب دوستان خیلی فاز رمانتیک برداشتم چی چیو خوشم میاد؟! الکی بهش گفتم. خواستم بهتون بگم ما حالا حالاها به بوس هم نمیرسیم چه برسه به بقیه اش ولی اینقدر ناز و عزیزه که همینشم قشنگه. برنامه برای رابطه ی بلند مدت و درست حسابیه پس فعلا دندون به جگر میذارم و  بقول ویلانل با ورزش و یوگا زندگی رو سر میکنم :))

۱۳ نظر:

  1. برای من این تیکه‌ی پیام‌ها توی چت خیلی جذابه. به زبان انگلیسی یه اروتیسم نرم و رمانتیکی داره که تو زبان فارسی سخته دست‌یابی بهش. یا چندش می‌شه، یا فاز «آه، بانو!» برمی‌داره.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. موافقم...خیلیی

      حذف
    2. آخ اره خیلی صاف و صادق و نرمه حرفای اروتیک به انگلیسی. کلمات مناسب هست و میشه پیچش های قشنگ داد. فنلاندی از فارسی هم بدتره بس که زمخته و حرفای عاشقانه اش هم مثل فحشه :))

      حذف
  2. آخیش چه قشنگه همه چی...تو چه دل‌بری شدی با اون تاپ و شلوار نرم و رژ ملیح قشنگت نیلی 😍
    خوشم میاد از این آهستگی...از لحظه لحظه‌اش کیف کنی الهی :*

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. قربونت برم دزیره اینقد با عجله اماده شدم خوب چک نکردم ولی طرف که خیلی راضی بود گفت منظره خیلی دل انگیز بوده :)) خودم هم حس هات بودن و زنانگی کردم تو اون لباسا

      حذف
  3. یه سوال خصوصی‌تر چرا خب به بوس نمی رسین؟:)

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سوال خوبیه اتفاقا. چون فکر میکنم اون معذبه منم بیشتر استرس میگیرم و چون نمیدونم چه زمانی براش مناسبه نمیخوام شروع کننده باشم و یجورایی بی احترامی بهش میشه. شخصیتش هم طوری نیست که توی خیابون منو ببوسه و منم که خونه ام خالی نمیشه دعوتش کنم.

      حذف
  4. برو جلو ببینیم کی بوس می‌رسید :-)
    لذت از دور تماشا کردنش رو ببر و هر روز یه قدم به سمت هم حرکت کنین.

    راستی ازاون قبرستون قشنگا!؟ یه بار چند سال پیش مادرسین رو بردیم یه قبرستون فوق‌العاده، رو به اقیانوس. انقدر ناراحت شد که نگو. اصلا تو نیومد گفت من می‌مونم تو ماشین شما برین چرختون رو بزنین. همون‌جا فهمیدم قبرستون مال همه نیست.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. خب یکم عجیب هست مفهوم قبرستون و لذت بردن ازش 😀 بیا درکش کنیم بنده خدا رو 😀

      حذف
  5. نیلی جانم ، حرفات من رو یاد دوران نامزدی مدل ایرانی زمان خودمون انداخت ؛ هیچ عجله ای برای چیزی نداشتیم ؛ دست تو دست هم به پاساژ گردی و رستوران میگذشت . خوش بگذره قشنگ جونم

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. مستانه منم نامزدی داشتم اون زمانا ولی اینقدر بچه و چشم و گوش بسته بودم که ظاهرا حالش خیلی بسته تر و محدود تر از تجربیات شما ها بوده

      حذف
  6. راست میگه مستانه! خیلی وایب عشقای دبیرستان داره! چشمام قلبی شد *.*

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ویلا واقعا دبیرستان؟!!! خوش بحالتون والا ! من که دبیرستان اصلا دوست پسر نداشتم دانشگاه هم که عقد کردیم بازم تو باغ نبودم 🙄

      حذف