۰۴ شهریور ۱۴۰۵

بیست و شش اوت

به اقتصاد خانواده حدود صد یورو کمک کردم! قرار بود برای خواهر بزرگه میز و صندلی بگیریم و تلاش کنیم از اول سال روتین مرتبی برای انجام تکالیف بسازیم. کوچیکه هم خوشحاله که میز و صندلی خواهرش میاد تو اتاقش. صندلی و میز رو از ایکیا انتخاب کردیم به قیمت نود و هشتاد یورو. به مرد گفتم بگرده تو سایتی که همون دیوار فرانسه‌ست ببینه چی پیدا می‌کنه. گفت وقت نداره بره دنبال میز و صندلی. گفتم هماهنگیش با تو، من می‌رم میگیرم. خلاصه که با پنجاه  یورو میز و صندلی رو از دو جای مختلف گرفتم. صندلی که تر و تمیزه میز هم چند تا لک داره که اوکیه واقعا. 

هفته‌ی برنامه‌ریزی برای سال تحصیلیه و خوشحالم که انرژیم بالاست وگرنه برام از سخت‌ترین کارهاست این تصمیم‌گیری‌ها. تو فرانسه چهارشنبه‌ها مدرسه‌ها تعطیلن و به‌ جاش کلی برنامه‌های غیر درسی هست. امسال دو تا کلاس هم برای کوچیکه اضافه شده و دست و پامون تو هم می‌پیچه. همیشه گفتیم بچه رو با کلاس‌های رنگ و وارنگ خسته نکنیم اما شنا و موسیقی و انگلیسی حداقلشه خب. بعد کلی سر و کله خودمون میزنیم برنامه می‌ریزیم چطور ببریم و بیاریم، کلی جیبمون ماه سپتامبر برای ثبت نام این کلاس‌ها خالی میشه، هر بار که میگه من کلاس پیانو دوست ندارم، شک می‌کنم که اصلا کار درستیه یا نه. (بماند که فقط موقع انجام تمرین‌ها غر میزنه که من این کلاس رو دوست ندارم). خلاصه از سختی‌های نسبتا آسون والد‌گری…


۲ نظر:

  1. دخترک منم با غر تمرین می‌کرد و نهایتاً فعلاً ساز رو گذاشته کنار متاسفانه. به‌ خودشون باشه فقط برای تفریح غر نمی‌زنن و خسته نمی‌شن :)

    پاسخ دادنحذف
  2. وای کلاس ثبت نام کردن و غر غر بچه و جیب خالی شدن از دردسرهای بزرگ والد بودنه

    پاسخ دادنحذف