۰۹ شهریور ۱۴۰۵

چی و چرا می‌نویسم؟

 دیروز با یار رفتیم قایق‌سواری‌ای که برای تولدش گرفته بودم. به آخر تابستون رسیدیم و هوا بادی بود و اصلا وقت مناسبی برای کایاک‌سواری دونفره نبود. وضعیت خنده‌داری شد. همون‌جا فکر کردم سوژه امروزم برای وبلاگ‌نویسی جور شد. بعد ولی یه سوالی برام پیش اومد. اگه به واسطه مهاجرت، ارتباطاتم کمتر نشده بود، هنوزم خاطره کایاک‌سواری رو برای نوشتن انتخاب می‌کردم؟ نه. خاطره‌ای نبود که بخوام مکتوب تو وبلاگم ثبتش کنم، بیشتر چیزی بود که دوست داشتم تو جمع دوستام تعریف کنم و بخندیم. خیلی حرفا هست که برای وبلاگه و برای همینجا نوشتن و خونده شدن، اما از اینکه موضوعاتی میاد اینجا چون دایره ارتباطاتم کوچیک شده غمگین شدم.

۱۳ نظر:

  1. چندان سر در نیاوردم که چرا حرف‌های ویژه‌ی نوشتن تو وبلاگ فرق دارند و متمایز هستند از بیان خاطراتی مثل همین کایاک سواری.
    (اگه تو و بقیه علاقه‌مند هستید، می‌شه این گپ رو از نظر بود و نبود ارتباطات اجتماعی تا یک جایی ادامه بدیم.)

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. موافقم شهاب

      حذف
    2. قبل اینجا، آخرین تجربه من از وبلاگ‌نویسی که خونده هم می‌شد، به دوران دبیرستان برمی‌گرده. اون موقع دوست‌هام دورم بودن و خیلی از صحبت‌هام رو با اونا می‌کردم. در عین حال تو وبلاگم هم زیاد می‌نوشتم. و البته که گاهی ممکن بود موضوع صحبت‌ها تو پست‌ها هم وارد بشه یا پای افکاری که تو پست‌هام نوشتم به صحبت‌ها باز بشه.
      منتها اونروز که فکر کردم ماجرای کایاک رو اینجا بنویسم، بعدش حس کردم به نوشتنش فکر کردم چون به جمع مناسب تعریف کردنش دسترسی ندارم. یعنی اگه می‌تونستم، دوست داشتم تو یه جمع دوستی نزدیک تعریفش کنم و بخندیم و اگر این دسترسی رو داشتم، اون وقت دیگه جزو موضوعاتی نبود که دلم بخواد تو وبلاگ بنویسمش.

      حذف
    3. متوجه شدم که چی می‌گی و داری به تفاوت فضای پیرامون آن در دو دوره اشاره می‌کنی.

      حذف
  2. ستاره جون من راستش خیلی به چیزی که قراره بنویسم فکر نمی‌کنم. حتی خاطره هم نمی‌نویسم یا کم پیش‌میاد. گاهی فقط شعر نوشتم با دو خط اضافه‌تر!
    به‌نظرم این‌جا مهم فقط اینه که از حس و حالت، بدون قضاوت و راحت حرف‌بزنی و رها بشی. واسه من که این‌طوریه :**

    پاسخ دادنحذف
  3. منم برام فرق نداره حرف وبلاگی یا جمع دوستانه. بهش فکر نمیکنم راستش. مینویسم اون‌چیزی که توس مغزمه و البته دایره‌ی معاشرینم خیلی خیلی کوچیکه و کسی دیگه رو ندارم که ببینم این حرفی که میخوام بزنم مال گفتن به اونه یا نوشتن تو وبلاگ

    پاسخ دادنحذف
  4. میفهمم. تعریف کردن توی جمع دوستا یه مزه دیگه ای داره . وبلاگ نویسی برای مهاجرین بخاطر همین خوبه. گاهی پیش میاد یک دانشجو چندین روز فقط درس میخونه و با کسی معاشرت نمیکنه اونم دذ کشورهای شمالی این حالت برای سلامتی روان خطر داره . منم بعضی وقتا اومدم اینجا تعریف کردم که حس همون گروه دوستانه رو بده و این غمگینه

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. دی‌روز اومدم در ادامه‌ی پیام شما چیزی بنویسم که اینترنت یاری نکرد و کلا از خیرش گذشتم.
      حالا که می‌بینم گپ و گفت ادامه داره، پیام‌ام رو می‌نویسم.

      حذف
    2. حالا بیایید به این قضیه در سمت مهاجرت‌نکرده‌ها در شرایط فعلی‌ی ایران هم توجه کنید:

      منِ نوعی بیش‌تر از ۹۰٪ معاشرانی که داشته‌ام مهاجرت کرده‌اند و عملا حلقه‌ی دوستی‌ی به جا نمونده.
      از طرفی، به خاطر شرایط موجود، خیلی‌ها فریلنسری کار می‌کنند یا شرایط دورکاری و کار در خانه رو تجربه می‌کنند و به این ترتیب معاشرت کاری هم در مواردی به حداقل می‌رسه.
      بعدش، به خاطر شرایط اقتصادی ناگزیر این آدم‌ها بی‌وقفه و تا دیروقت مشغول کار هستند و فرصت بیرون رفتن و دیدارهای تصادفی‌شون هم به صفر می‌رسه.

      نتیجه‌ی عملی و عینی: وضعیت تنهایی‌ی اجتماعی برای خیلی‌ها چه این ور چه اون ور مرز تفاوت اساسی‌بی ندارد.

      خوب، این شرایط رو وب‌لاگ‌نویسی چه اثری می‌تونه یا باید بگذاره؟

      (ال کامنت بلند، سلام بر ساسان،
      آیدا می‌دونه چی می‌گم، نه؟)

      حذف
    3. چه جالب که یاد ساسان کردید. بلندترین کامنتهای وبلاگستان!

      حذف
    4. موافقم که این موضوع فقط مختص مهاجرها نیست. مهاجرت یعنی کوچک شدن جمع دوستی و قطعا تأثیرش رو همه افراد جمع هست.
      در مورد تأثیرش، به نظرم بایدی وجود نداره. اینکه از چی می‌نویسیم که باید نداره. اما تأثیری که تونسته بذاره همین بوده که بخشی از موضوعاتی که قبلا می‌شد گپ تو جمع دوستی اومده تو محیط وبلاگ. برای من این مشاهده من رو با تنهایی‌ام مواجه کرد که غمگینم کرد. اما در مجموعه تأثیرش مثبت یا منفی نیست به نظرم.

      حذف
  5. چه فرقی میکنه. اگه تو جمع دوستا میگفتی تو وبلاگم ممکن بود بنویسی.
    من خودم اینجا مینویسم که تمرین کنم خودسانسوری نکنم و نوشتنم خوب شه مثلا :)))))

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آره کلا که ممکنه. اما این مورد از اونایی بود که فهمیدم دوست داشتم تعریفش کنم تا اینکه بنویسم.

      حذف