۰۷ شهریور ۱۴۰۵

اپیزود هشتاد و دو

از پارسال کلاس نقاشی آنلاین برداشتم که البته خورد به قطعی اینترنت و دی و جنگ و هزار داستان دیگه ولی ماجرا اینه که هی استاد طفلک توضیح می‌داد. منم سعی می‌کردم اجراش کنم ولی نمی‌شد. همون کار خودم بود با یه کمی تفاوت. دو سه هفته پیش که فهمیدم کلاس حضوری هم داره این استاد، گفتم بیام؟ گفت هموناییه که تو کلاس آنلاین بود ها! می‌خوای ترم بعد بیا که جدیده. گفتم نه، میام. 

سر کلاس توضیح داد که فلان سبک این‌جوریه و این‌طوری باید کار کنید. عین همونا که قبلا گفته بود. شروع کردم مداد دستم گرفتم که طراحی کنم، اومد بالا سرم گفت طرحت خوبه فقط با مداد نه. طرح کلیشو با رنگ بکش. گفتم عه؟ خب و یه راه دیگه رفتم و یه جور دیگه شد. به همین سادگی کاری که ماه‌ها سعی می‌کردم درست انجامش بدم، شد. فقط با این راهنمایی که کلی ببینش. بعدتر که اومدم خونه گفتم ببینم مغزم هنوز مثل کلاس بلده فکر کنه؟ و انجام دادم و شد.

خلاصه این‌که کاش کسی بود برای باقی تصمیم‌های زندگیم، راهو نشونم میداد که این‌طوری پا در گل نمونم.

۴ نظر:

  1. چه خوب که کلاس نقاشی می‌ری جیران :)

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. مرسی دزیره جون. تو کلاس رفتن خوبم. تو ادامه دادنا ضعیفم.

      حذف
  2. وای چه خفففن. تصور من از کلاس نقاشی هنوز مال مدرسه‌اس :))

    پاسخ دادنحذف