۰۹ مرداد ۱۴۰۵

بدهکاری دنیا

 داشتم متن آیدا رو می خوندم.
نفسم در سینه حبس بود .یک لحظه برگشتم به اضطرابی که در پاییز ۱۴۰۱ تجربه کردیم.
چه راهی رو طی کردیم چقدر سخت.
چطور این سالها رو پشت سر گذاشتیم.
متن آیدا منو پرت کرد به اون روزها ،
یادمه وقتی همه چی کمی آروم تر شد؛ اسفند ماه بود.اولین show برند LIV .
متن آیدا  تاثیر زیادی بر من داشت.
به این فکر کردم که یک وقتایی زندگی ما راهش تغییر میکنه.
اینکه من توی بحران چطور آدمی میشم.
اینکه کجای این داستان قراره آرامش باشه.
ما ها تا کی قراره هر چی یادمون میاد بزنگاه های سخت و طاقت فرسا باشه.
این دنیا واقعا یک وطن به ما بدهکاره.

۲ نظر: