۰۸ مرداد ۱۴۰۵

از اون ور بوم نیفتم؟

دیگه قضیه داره بودار می‌شه. مگه داریم؟ فکر کنم یکی‌دو تا از دیفالت‌سِتینگ‌هام که عمری سعی کرده بودم اُوررایت‌شون کنم، یهو عوض شدن.

داره یه ماه می‌شه که روزهای کاری، بدون دست‌وپا زدن قرص تیروییدم رو خوردم و بدون چک‌وچونه یا حتی هیجان خاصی رفتم استخر. لابد روتین داشتن یعنی همین.

الان سه هفته‌ایه که منتظرم زیر همه‌چیز بزنم. اون کار رو که نکردم هیچ، حتی سه‌شنبه‌ای که ساعت هفت صبح جلسه‌ی «اتاقی از آن خود» بود و خیلی شیک و مجلسی می‌تونستم بهانه‌اش کنم، چی کار کردم؟ یه ساعت زودتر پا شدم. حتی پُزش رو هم دادم. گیرم که پُزم این باشه که از هُلم بدون عینک زده باشم از خونه بیرون.

از این‌جا نوشتن هم هیچی نمی‌گم. مطمئن بودم روز چهارم به پنجم نمی‌کشه.

نه که راضی نباشم‌ها، ولی هنوز فرمولش رو درنیاوردم. نکنه دفتر ورد واقعا کار می‌کنه؟ نکنه جینکسش کنم؟

۱ نظر: