۳۰ تیر ۱۴۰۵

روز هفتم از چله دوم (کروسان بادوم)

، جلسه تراپی امروز خیلیییی سخت بود
به دکترم گفتم اگه قرار باشه از این جلسه ها چیزی در نیاد من دیگه نمیام:/

بعدش فقط خودم و رسوندم به لوگغنیه که کافه مورد علاقه مه، هر وقت می رسم به اونجا یه شادی خوشایند نرمی میاد زیر پوستم، کروسان بادومش منبع لایتناهیه خوشحالیه و من خودم و وصل می کنم بهش و به هیچی هیچی هیچی فکر نمی کنم اون لحظه خیلییی خوشبختم:)))

امروز یکم سعی کردم رزومه مو آپدیت کنم، هنوز کامل نشده اما انگار شاخ گاو و دارم می شکنم…

۵ نظر:

  1. خیلی کار سختیه رزومه. ولی آپدیت که بشه دیگه یه نفس راحت می‌کشی.

    پاسخ دادنحذف
  2. چقدر دلم برای لوگغنیه تنگ شدددده :(((

    پاسخ دادنحذف
  3. برم کراسان‌بادوم‌فروشی

    پاسخ دادنحذف
  4. یه چیزی بگم .. من گیر کردم تو لوگغنیه .. یعنی چی؟ عربی؟ شاید هم فرانسه مثلا le Garnier?
    کجاست؟ توصیفش می‌کنی. می‌دونم گوگل کنم ولی دوست دارم تو بگی که چی داره که خودت رو بهش رسوندی فقط کواسون بادومشه؟ یا فصلش و فروشنده و .. ؟

    پاسخ دادنحذف