۳۰ تیر ۱۴۰۵

روز ششم از چله دوم ( سر تاول)

 این حال و وصف بیشتر ساعت های دیروز و دیشبه که امشب نوشته می شه

کوچک ترین محرکی کافیه تا اشک هام بیرون بریزه و بند هم نیاد.

مامان مامانم که ما بهش می گفتیم عزیز، همیشه اینجور موقع ها می گفت مادر دلت سر تاوله …

خیلییی راست می گفت

بستنی همیشه نجات بخشه و من دیروز خودم و با دو اسکوپ بزرگ وانیلی و تافی miiv نجات دادم:))) 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر