نشستم و یه جوری فیلم سلفی گرفتم از خودم که فقط یه طرف موهام معلوم باشه. صورتم هم معلوم نبست. خورشید از پشت داره میتابه و تو دوربین ضد نور میشه. یه کم سرم رو تکون میدم آروم تا اون موجی که از باد لای موهام افتاده هم ثبت بشه. آهنگ بلوز اسپانیش جدیدم رو که عاشقش شدم میذارم رو فیلمه.
میگه :
Yo ya no quiero saber
Nunca más nada del amor
Es que yo no funcioné
Para mí el tren ya pasó
معنیش تقریبا میشه: دیگه نمیخوام چیزی دربارهی عشق بدونم .من برای عشق ساخته نشدم. انگار فرصت من از دست رفته و قطار من قبلا رفته...
تو دلم بهش میگم اجازه بده نپذیرم. آدم میتونه تو ایستگاه وایسه قطار بعدی بیاد عزیز من.
تو الان غمگینی . غم عشق همینه. غم طرد شدن و نخواسته شدن همینه ولی میگذره. نا امید نشو.
اما اون که نمیشنوه بیچاره .واسه همین غمگین و ناامیده.
اسنپ نون سنگکی که سفارش دادم رو میاره. بوی سنگک تازه بلند میشه . اول یه لقمه با پنیر و دو قاچ گوجه فرنگی میخورم و پشتش یه چایی. بعد میشینم نونها رو بستهبندی کردن.
من از اون آدمهاییم که صف بعضی چیزها رو دوست دارم مثل صف نونوایی. اذیت نمیشم شلوغ باشه. اما امروز تهران خیلی گرمه و جرات نمیکنم برم تو صف وایسم.
دلم میخواست کنار اون کنده هیزمی که یکی از دوستهای اینجا روشن کرده بود و دورش نشسته بود میبودم. من ساعتها میتونم به آتیش خیره شم و حرف نزنم. واقعا میگم. میم میگه واسه خاطر اینه که عنصر وجودت آتیشه. چه بدونم شایدم ربط داره.
خانوم اسپانیش هنوز داره میخونه. دوباره فکرم میره به طرد شدن و نخواستن. امید و ناامیدی و دوباره میگم اجازه بده نپذیرم. آخر دنیا نشده و تو هنوز زندهای پس لذت ببر حتی تو غمش فرو برو و دوباره بیا بیرون . اما لذت ببر.
یه پاراگراف رو بر داشتم دیشب: غریزیترین کاری که تو زندگی کردم و میکنم، نشستن کنار آتیشه و زل زدن بهشه.
پاسخ دادنحذفهربار تعجب میکنم که چقدر لذتبخشه. هر بار فکر میکنم انسانهایی که آتیش رو پیدا کردن و رام کردن چقدر زندگیشون عوض شد...
ناخودآگاه میخواستم برات عکس بفرستم و بگم جان خالی :,-)
آخیدچه بامزه :)) دمت گرم.
حذفآره موافقم و درک میکنمت.
این دومین تله پاتی من و توئه عزیز جان
:-*
پاسخ دادنحذفخب اون لحظه فکر کرده عشق دیگه نمیاد و بعد دوباره که باهاش مواجه میشه چقدر هیجان انگیزه. مثل اون حالت نا امیدی در تاریکی که یهو نور میزنه توچشم آدم .
پاسخ دادنحذفآخ از اون موقع که نوره میزنه تو چشم آدم و تو وجودش
حذف