۱۰ تیر ۱۴۰۵

اول ژوئیه

وضعیت ژرارد همسایه نگران کننده داره میشه. در گاراژش بازه هنوز. خودش رو هم ندیدم امروز. جولیا به برادرزاده‌ش پیام داده که اوضاع از این قراره و واقعا نیاز به کمک داره. براش نوشته که رانندگیش خیلی خطرناک شده و از دفعه پیش که دیدینش کلی ماشینش رو گوشه‌و‌کنار جاهایی مالیده… برادرزاده‌ش در جوابِ نصف صفحه پیام، پرسیده نمی‌شه سوییچ ماشینش رو یواشکی ازش بدزدین که دیگه نتونه رانندگی کنه؟ ما هیچ، ما نگاه… نشناخته عموش رو که با سماجت زنگ می‌زنه نمایندگی بی‌ام‌و تا براش کلید بیارن! خلاصه که می‌توانم هر شب بیام یک قسمت بنویسم داستان‌های ما و ژراردِ همسایه!


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر