۱۲ تیر ۱۴۰۵

خانم گیلاس/روز بیست و نهم

 دیروز رفته بودیم تجریش، ورودی تکیه، گیلاس قیمت کردم. بعد فکر کردم برم کارامو بکنم، برگشتنی میخرم دستم سنگین نباشه. راه افتادم برم دیدم یکی پشت سرم داد میزنه خانوم گیلاس، خانوم گیلاس. برگشتم دیدم منو صدا میکنه گفتم بله. گفت خوبه گیلاسمون گفتم برمیگردم میخرم. گذشت. برگشتنی هم گیلاس خریدم ازش و اومدم.

امروز یهو یادش افتادم. به دختره میگم مرتیکه رو دیدی صدام کرد خانوم گیلاس؟ خندید گفت اره. فقط مونده بودم چرا تو گفتی بله.

واقعن چرا من فکر کردم خانم گیلاسمم🤦‍♀️

این ویدئوهای میوه اینستا رسمن رفته رو مخ هممون.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر