۲۲ خرداد ۱۴۰۵

روز نهم

 روزها طولانی و کشدار میگذرند. جمعه از روزهای دیگه بدتر. اینقدر کش میاد که فکر میکنی کم مونده پاره بشه ولی نمیشه.

ترامپ گفت جنگ تموم‌شده. گفت توافق کردیم. بعد خبرهای اینور به گوشش رسیده بود عصبانی شد. هیچ کس تو دنیا نمیدونه ما با چه جونورهایی اینهمه سال زندگی کردیم. پر از دروغ و دروغ . اینور جناحهای سیاسی افتادن به جون هم. آدم دلش میخواد یه ظرف تخمه بگیره دستش و بشینه توسروکله هم زدنشونو نگاه کنه و لذت ببره. 

قبلنا حالم‌که خوب نبود هری پاتر میخوندم. الان مدتیه اونم جوابگو نیست. تپه کتابهای کنار تختم مدتهاست خاک میخورند.

جمعه تموم نمیشه. هفته ها و روزها هم. ماهها ولی با چنان سرعتی میگذرند که باور پذیر نیست. 

روز نهم هم‌گذشت...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر