۰۶ شهریور ۱۴۰۵

آیا شروع و پایان نوشتن مرتبطند؟

شروع کردم به نوشتن، عنوان اول (من کافی نیستم) ، سه خط نوشتم بعد که یه کم بیشتر دقت کردم دیدم دنبال بهونه می‌گردم که دیشب رو که نتونستم بنویسم رو جبران کنم، عنوان دوم( بداهه نویسی بهتره یا مطابق اصول بودن) داشتم راجع به داستانی که امروز ار دوستم شنیده بودم می‌نوشتم، یواش یواش ذهنم گفت یا ننویس یا بذار اون چیزی که از جنس خودته بنویسی، عنوان سوم( چرخه کودک والدی) چند خطی راجع به رفتارهای کودکانه مادرم نوشتم بعد تمام این نوشتن و پاک کردنها ، در نهایت خود همین پروسه رو برای نوشتن مناسب دیدم،. حالا دارم به این فکر می‌کنم چی‌ شد نتونستی هر کدوم از این عنوانها رو ادامه بدم ، دیدم من همیشه دلم می‌خواد تو هر حرفی معناهارو پیدا کنم. موضوعات قبلی فقط برام رفع مسئولیت می‌داد، اما این نوشتن هویت داره. البته این برای من که معنا محورم صدق می‌کنه و خوشحالم که در نهایت یک معنا رو می‌تونیم انتقال بدیم. 
الان که دارم اینو می‌نویسی ، چشمام صد بار رفت برای خواب عمیق. اما کنترلش می‌کنم چون بخشی از هدفم تو همین مسیر هست. 

۲ نظر:

  1. کاترین شاید با خستگی زیاد شروع به نوشتن کردی و ذهنت منسجم نبوده. شاید چون تازه اومدی نگران تصویری هستی که از خودت ارائه میدی. شاید لازمه همه مطالب رو برای خودت توی ژورنالت بنویسی تا ذهنت منظم بشه … شاید یه حرفی توی دلت هست که داره تلاش میکنه به کلمه دربیاد

    پاسخ دادنحذف
  2. با نیلی کاملاً موافقم. یواش یولش رها کن خودت رو کاترین

    پاسخ دادنحذف