سرم رو به پشت صندلی تکیه داده بودم. به زور چشمم رو بسته نگه داشتم و فقط میخواستم از نیمچه آفتاب این روزای دودآلود لذت ببرم.
سعی میکردم به صدای پرندهها، دریا و باد گوش بدم. اما تنها چیزی که میشنیدم صدا تیز یه دختر بود که بدون توقف داشت حرف میزد. گوشهی چشممو باز کردم ببینم این متکلم وحده کیه و چه شکلیه. بذار برات خلاصه کنم : یک هیلی بیبر در اوت فیت نقرهای طوسی. یه مینی بیکینی صدفی پوشیده بود اما چیز بیشتری دیده نمیشد. و یه آیس ماچا لاته توی دستش؛ که موقع اوج داستان واسه نفس گیری یه قلپ ازش میخورد. آخ ببخشید قلپ چیه، یک میک کوچک از نی چوبی دوست دار محیط زیستش میزد.
شنونده پشتش به من بود، مشخص بود که یه گوش شنواست؛و تو یه ست ورزشی کاملا مشکی سعی کرده هیکلش کمتر دیده بشه. هیلی یکبند داشت ازش تایید میگرفت تو صحبتاش. و با هیجان و خوشحالی تند تند ماجراهای سفر تنهاییش رو به اطلاعش میرسوند.
چشمام رو بستم با خیال اینکه میتونم ایگنورش کنم.
“من اینجوری بودم که چی میگی پسر، یعنی همه ی هزینه ی سفرم با تو باشه؟ دوستم رو هم با خودم بیارم؟ اوو خدای من. بعد اون اینجوری بود که تو زیباترین دختری هستی که امشب تو این بار دیدم. اما صبر کن هنوز برات از پسر شماره ۳ و ۴ و ۵ و ۶ نگفتم، این سفر واقعا سردردی بود که با این پسرا داشتم. حالا بذار بهت بگم، من اینجوری بودم که …”
یک ساعت پارکینگ من تموم شد. منم جمع کردم و رفتم. ولی اونا هنوز نشسته بودن. احتمالا به قصه ی پسر ۷ م در سفر به مکزیک رسیده بودن. تو راه به این فکر میکردم که چقدر یه زمانی این صحنه برام سینمایی بود، یعنی بهتره بگم هالیوودی. تصویری که از زندگی جوونا تو خارج تو ذهنم ساخته بود. و من همیشه تاسف میخوردم که این هیجان رو از دست دادم و چرا نبودم و تجربه نکردم. اما آیا من میتونستم مثل هیلی قصهمون با خنده و ذوق این به فنا رفتن ها رو تعریف کنم و به هیچ کجایم نباشه امشب با کی هستم و فردا با کی؟!
فعععک نکنم.
عجب!! منم فعععک نکنم برگاندی جانم!
پاسخ دادنحذفجالبه سردرد هم گرفته بوده از پسرا و تا ۷ ادامه داده :))
خدا میدونه تا چندمی ادامه داده :)) من ترک کردم صحنه رو.
حذفوزیر برگاندی، این نوشته ی شما را بسیار دوست میداشتم. احتمال میدهم دخترک نصف داستانهایش هم تخیلی باشد این مدل تعریف ها ناشی از کمبودها و جهت اثبات این است که من خیلی خوشگل و عالی ام همه منو میخوان :))
پاسخ دادنحذفممکنه . البته که از زیبایی چیزی کم نداشت.اما خب خدا رو هم بنده نبود :))
حذفکاش میتونستم پارکینگتو تمدید کنم ببینی آخرش چی شد
پاسخ دادنحذف