بعد اون سفر و اون هشت صبح تا پنج بعدازظهر بیمارستان با مامان، پدیکور دیروز و فیشال امروز حقم بود، فقط کاش هوا یه کمی بهتر بود و تو این رفتن، اومدنا، پوستم از گرما کش نمیومد. هر دفعه که تو گرما بیرون خونهم، میگم چرا آخه به این هوا عادت نمیکنم؟ یا آدمایی که تو جنوب ایران زندگی میکنن، با حجاب و مانتو روسری، چطوری تحمل میکنن؟ این روزا حتما یادم میمونه که بهجز موبایل و کلید، بادبزن برقی یا دستی همراهم باشه.
تابستون فقط با تاپ و شلوارک نخی و آبجو، کنار ساحل قابل تحمله.
از این منظر، تهران یا ونکوور؟ استثنائاً ونکوور
پاسخ دادنحذفبه قرآن کریم ونکوور.
حذف