۱۲ تیر ۱۴۰۵

مواد اولیه تراپی بعدا

 بعضی از نوشته هامو برای نسیم میفرستم، برام نوشته خیلی خوبه که حس هات رو تو بدنت حس میکنی، این یعنی زنده بودن، ولی بده اگه انرژی این حس‌ها رو بزاری تو بدنت بمونه چون میشه بیماری و مریضی. میدونم راست میگه، بهش میگم میخوام حرکت کنم اما نمیشه و هرچی بگم هم درکم نمیکنی. میگه نه که درکت نکنم، مساله اینه نمیدونم برات چکار کنم. فکر میکنه اضطراب فریزم کرده. بهم پیشنهاد میده دوباره تراپی رو شروع کنم. ولی من الان شرایطش رو ندارم.

میتونم از بابا پول بگیرم، میتونم از مامان پول بگیرم، میتونم از نسیم پول بگیرم ولی نمیخوام. نمیدونم اگه کمکشون رو قبول کنم انگار یه L بزرگ Loser بودن میاد میشینه رو پیشونیم. احساس شکست میکنم. مامان اینجور وقتا که ناله میکنم خیلیییی عصبانی میشه، میگه یجوری حرف میزنی انگاری ما مردیم. انگاری بی کس و کاری! وقتی ما هستیم و پشتتیم، بیخود اضطراب پول داری. نمیتونه درکم کنه. احساس میکنم این چند وقته زیاد اینجا از بی‌پول بودن حرف زدم. همه‌چی رو حساب کتاب میکنم. از یه طرف احساس شرم میکنم چون هیچ وقت همچین حسی نداشتم، ولی حداقل اینجا نمیخوام خودم رو سانسور کنم، چون اینجا فکر میکنم این اضطرابه واقعا از اون درآمد نداشتنه میاد. بابا فکر میکنه دارم بزرگ میشم و ارزش چیزها رو بیشتر میدونم. نسیم میگه من الان کمکت میکنم ولی اگه ناراحتت میکنه تو بعدا پسم بده، بازم نمیتونم. قبول نمیکنم. حالاکه پولام یواش یواش داره تموم میشه، باید یواش یواش برم سراغ پس اندازم. شاید اونجایی که این پس انداز تا اخر تموم بشه، مجبور شم بلاخره کمک بگیرم.

تراپیستم بود میگفت تو داری حرکت میکنی. اما سرزنشگر درونت انقدر قدرتش زیاده که اجازه نمیده حرکتت رو، پیشرفتت رو ببینی. دلم میخواد یه روزی برسه  صدای این سرزنشگر درونم خیلی کم باشه، خیلی دور باشه. نسیم میگه اینبار که تراپیستت رو خواستی انتخاب کنی برو پیش شخصی که ریشه‌‌ای تر به مشکلاتت نگاه کنه. منتظر شکست بودن قبل از انجام هرکاری چیزی که از خانواده‌مون میاد. اونم همینطوره و هنوزم داره سعی میکنه که حلش کنه.

سرزنش خود، ترس از شکست، ایده‌آل گرایی، کمک نگرفتن، اصرار به مستقل بودن چیزهایی که باید درستشون کنم. دیروز واقعا نشد بنویسم، نباید بذارم این ننوشتن‌ها تکرار شه. نمیدونم تا کی میتونم بنویسم ولی حالا که حس نوشتن رو دارم، دوست دارم فعلا ادامش بدم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر