امروز زمان قابل توجهی پست های اینجا را بصورت هدفمند خواندم. طوریکه داستان بعضی ها دستم بیاید و بیشتر آشنا شوم. به نظرم رسید که بقیه چقدر سطح بالا و فاخر با ارجاع به مفاهیم عمیق مینویسند و چه زندگی های غنی و جالبی.فکر کردم که من خیلی پیش پا افتاده مینویسم و احتمالا خیلی ها علاقه ای به خواندنش ندارند. ضمن اینکه من چقدر به لحاظ ادب اجتماعی ضعیفم. مثلا در پست اول اغلب یک مفدمه ای سلامی علیکی کرده اند من صاف و مستقیم بدون هیچی پست گذاشته ام. ضمن اینکه خیلی وقتها کامنت ها را جواب نداده ام چون جوابی نداشته ام و نمیدانسته ام چه بگویم. خب بخشی از این فکرها واقعیت و بخشی نشخوار فکریست و طرز فکر درست شاید این باشد که بخودم رحم کنم و بگویم : دخترم تو خودت خوب میدانی که از بدو تولد سوشالی اکورد هستی . چک کردم معنیش میشود در موفعیت های اجتماعی دست و پا چلفتی و معذبم. خب دخترم تو که اینقدر هم تا بحال خوب ماسک زده ای و مهارت کسب کرده ای و اینقدر روابط اجتماعی موفق داری پس بیخودی هی از خودت ایراد نگیر و زندگیت را بکن. اگر کامنت جواب ندادم شما دوستان ببخشید.
خیلی بفکر مردم هستم. خیلی میترسم. .مردمی که از همه طرف تحت فشارن و مملکتی که بی سر و سامان شده. ادم به جنگ عادت نمیکند.
خیلی میترسم.
نیلی عزیزم منم خودم رو خیلی قضاوت میکردم تو پستها اما متوجه شدم بسته به حال روحی و درونیم مینویسم و اشکالی هم نداره شببه بقیه نباشم. اتفاقا من همیشه تو رو میخونم و احساس و شور زندگیت رو دوست دارم. :*
پاسخ دادنحذفنیلی خانم، تا میشه بقیه رو قضاوت کرد، چرا خودمون؟ 😁
پاسخ دادنحذفوالا :-P
حذف:***
پاسخ دادنحذفچه عجیب اصلا چنین برداشتی از پستهات نداشتم. در ضمن خیلی جاجت کردم در این چهل و چند روز و اتفاقا بالای لیست مورد علاقه منی.
پاسخ دادنحذف