۱۴ تیر ۱۴۰۵

یعنی می‌تونم؟ (سی‌ودو)

 خیلی وقت‌ها حسودیم می‌شه به همکارم. از نظر تجربه‌ی کاری، نصف من تجربه داره ولی حالا محیط کاری خودش رو راه انداخته و من براش و باهاش کار می‌کنم. توی سخت‌ترین اوضاع و احوال، چه روحی، چه جسمی و چه مالی، بهم پیشنهاد کار داد. از روز اول بهم حقوق داد و ادامه دادیم. ولی چیزی که آزارم می‌ده و می‌دونم از روی قصد و غرض نیست حرف‌هاش، ولی گاهی لطف‌هایی که بهم کرده رو به روم میاره، و من این رو اصلا دوست ندارم. آرزو می‌کنم تـوی پنج سال آینده من هم بتونم مستقل شم. کاش بتونم…

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر