۲۵ تیر ۱۴۰۵

اپیزود چهل و دو

دارم خودمو به زور میکشونم. صبح به حمام، ظهر با التماس به بدنم که جلسه‌ی آخره، به کلاس یوگا، بعدش به حمام بردم خودمو به زور.
الانم دوتا تخم‌مرغ آبپز و چند پر کاهو و یه نون برنجی خوردم و ماتیک براق صورتی کم‌رنگ زدم و مداد و ریمل چشمامو درست کردم و جین کرم و تاپ رنگی‌رنگی آبی زرد صورتیمو پوشیدم  و صندل قهوه‌ای کرمامو پام کردم و ادای آدم‌های باحوصله‌ی غیر‌پی‌ام‌اس رو درآوردم تا برم سر قرارم و امروز و فردا بگذره.

هنوز نرسیدم پستامو چک کنم ببینم راجع‌به کسی نوشتم که از اون‌طرفش بنویسم یا نه. 

۲ نظر: