۱۹ تیر ۱۴۰۵

اپیزود سی و شش

 مامان‌بزرگم توی سینی رویی بزرگ کباب‌تابه‌ای درست میکنه. غذای دورهمیاس و خیلی خوشمزه درستش میکنه. امروز برنج کشیدم و کباب گذاشتم و روش گوجه‌فرنگی گذاشتم و سسی که کف سینی بود. مامانم سالاد شیرازی درست کرده بود با سسی که از ماست و مایونز درست کرده. بابابزرگمم رفته بود دوغ ترش خوشمزه خریده بود. 

خاله و بچه‌‌ها بودن و ما و مامانم‌اینا. بعد ناهار تو اتاق سیگار کشیده بودیم و دراز کشیدیم و چایی و نون‌برنجی خوردیم و حرف زدیم.

عصر که داشتیم برمی‌گشتیم فکر کردم تا کی این نعمت رو دارم؟ تا کی این آدما زنده‌ن و میتونیم باهم باشیم؟

۲ نظر:

  1. دهنم آب افتاد :) چه شبیه قدیمها بود.
    عمرشون طولانی باشه الهی

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. جاتون خالی. خونه‌ی مامان‌بزرگ‌ها همیشه مثل قدیمه.

      حذف