داشتم وبلاگ رو میخوندم و از خودم میپرسیدم از چی بنویسم؟ به فکرم رسید از اینکه امروز بالاخره دویدم بنویسم. رفتم پایینتر و دیدم عه! آنجلیکا هم از دویدن نوشتن. پس چرا که نه!
من تو همه امتحانهای تربیت بدنی مدرسه و دانشگاه، از اونایی بودم که نه تنها نمیتونستم تو تایم مورد نظر مقدار خواستهشده رو بدوم، بلکه کلا تو هیچ زمانی نمیتونستم اونقدر رو بدوم. نفس کم میآوردم. برای همین هم علاقهای به دویدن نداشتم. بعد ولی نمیدونم چی شد که هشت سال پیش این موقعها یهو خوشم اومد ازش. ماههای آخر بیمارستان و دانشگاه بود و نمیرسیدم دو رو شروع کنم، اما چندتا بکگراند خوب که یه خانمی با لباس و کفش ورزشی داره تو طبیعت میدوئه رو گذاشته بودم بکگراند لپتاپم و بهم انگیزه میداد. آخرای شهریور با یه برنامه دوازده هفتهای که از پینترست پیدا کرده بودم و خیلی سبک شروع میشد، دویدن رو شروع کردم. حس میکردم از یه مانع بزرگ، از یه نمیتونم بزرگ رد شدم. حس چیره شدن به اون احساس ضعیف بودنی که بعد امتحان ورزشا تجربه کرده بودم رو دوست داشتم.
دویدن رو ادامه دادم، هرچند نه خیلی منظم. اما یه جاهایی برام گریز بود. اون روزی که فهمیدم برای خلاص شدن از مزاحمتهای شریک حسود بیسوادی که وارد کارمون کرده بودیم، باید یه بخشی از کارهای شرکت رو متوقف میکردیم، یه سره از شرق تا غرب صدر و نیایش رو روندم تا خونه، لباس عوض کردم و رفتم دویدم. وقتی میدوم میتونم فکر نکنم، اما همزمان تنش رو از تنم بیرون کنم. وقتهایی هم که بار و بندیلم رو جمع میکنم میرم یه شهر جدید، دوست دارم تو همون روزهای اول، شهر رو با دویدن کشف کنم.
هنوز اونقدر اروپایی نشدم که بتونم تو سرما و باد و بارون اینجا تو فضای باز بدوم. ولی واقعا 0خحمک.98هعتنئ د34صثق طسبی
یادم نمیاد جملهای که با ولی واقعا شروع کردم چی بود. یار داشت برام آب میریخت که در پارچ باز شد و آب ریخت رو لپتاپ و اون حروف بیمعنی هم حین خشک کردن لپتاپ تایپ شده.
وقتهایی که هوا سرده رو تردمیل میدوم. قبل اینکه برم فرانسه، یه روز تو باشگاه داشتم روی تردمیل میدویدم و عرق میریختم و فکر میکردم چرا هیچکس تو باشگاه نیست و اونایی که هستن هم هیچ کدوم هوازی کار نمیکنن؟ وقتی اومدم بیرون تازه دیدم به، هوا چقدر عالیه و تازه دوهزاریام افتاد که الان وقت دویدن تو هوای خوش بهاره و منم که یادم رفته باید بیرون بدوم.
امروز بالاخره تونستم همت کنم و برم بیرون. اونقدر چسبید که امیدوارم حال خوشش یادم بمونه و برگردم به روتین.
افرین وتشویق. ادامه جمله ولی واقعنت خیلی خلاقیت داشت :))
پاسخ دادنحذفبا لپتاپی که 48 ساعت خاموش بوده و خشک شده بابت تشویق تشکر میکنم :))
پاسخ دادنحذف