تو خبرا خوندم چابهارو بد زدن این چند روزه. سین سه ساله چابهار زندگی میکنه. سال اول نمیتونست بمونه راهو بیراه برمیگشت تهران میگفت حالم بد میشه سخته دووم نمیارم ولی کار شوهرش اونجا بود. سال دوم کار پیدا کرد نقاشی تدریس میکرد بعد رفت تو یه مدرسه طراحی و نقاشی درس میداد بعد هی شاگرداش زیادتر شدن کمکم جا افتاد، دیگه سالی یبار تهان میومد. دیشب بهش پیغام دادم خوبی در چه حالی برنمیگردی تهران؟ گفت دارن میزنن خیلی وحشتناکه نابود کردن همه شهرو ولی نمیام کلاسامو دارم هنوز شاگردام میام هنوز،بعدم تهران کاری ندارم بیام باید دو روز تو راه باشم بعدم میدونم که نمیتونم بمونم زود برمیگردم.
:( چه شرایط سختی دارن … بازم خوبه فعالن و مشغولن. احساس میکنم هیچ حمایتی و همدردی هم از هیچ جا دریافت نمیکنن. سیستان بلوچستان همیشه مظلومه.
پاسخ دادنحذف