۰۱ مرداد ۱۴۰۵

دوباره برمی‌گردد دیگر

انگار بیست سالم شده دوباره. با نون قرار گذاشتیم بریم ایونت بعد بریم قهوه بخوریم و شب رو تئاتری تماشا کنیم. لذت آشنایی و کشف و معاشرت. کشف آدم جدید هنوز به ذوقم میاره. دیروز نون گفت مرسی در مورد فلان چیز که بهت گفتم اذیتم می‌کنه حواسته. و مثل بیست سالگی قلبم پروانه، دلم باران، تنم رعشه شد. این دیگه هورمون و قرص نیست. یا حداقل امیدوارم نباشه. 


پ.ن: دیدم ۳۱ تیر باگ خورده نتونستیم بنویسیم. حالا خیلی جالب شد انگار یه روز رو به صورت مشترک از تقویم‌مون حذف کردیم و چیزی‌ام نشد. 

۳ نظر:

  1. عاشق پروانه‌های دوران کشفم. حیف عمرشون کوتاهه. یا آدما زیادی ترنسپرنت شده‌ن.

    پاسخ دادنحذف
  2. چقد خوش میگذره در این فاز. بخاطر حق پرایوسی طرف مقابلت مجبورم فضولی هام رو قورت بدم :(

    پاسخ دادنحذف