دیروز بعداظهر بعد از هفده هیجده روز برگشتم خونه تو تختم بعد ساعتهای طولانی تو فرودگاه بودن . دیشب بالاخره بعد از چند روز اومدم اینجا وشروع کردم تمام چند روزی که نبودمو خوندن، ببین واقعا لذت داره اینجا دلم تنگ شده بود حسابی. بعدش اومدم بنویسم دیدم ای واای نمیشه دیدم که ایدا گفته نقص فنیه ها ولی اینجوری بودم که نه باید درست بشه بعد هی ریفرش میکردم صفحه رو از کروم از اینور اونور نشد که نشد ،پس برای اولین بار فکر کردم که نکنه دوباره اینترنت قطع بشه اگه قطع بشه وااااای ینی تو این چهلو چند روز یکبارم بهش فکر نکرده بودم . پس به خود فحش دادن شروع شد خیلی هم زیاد به تمام ادمهایی که توجنگ نت داشتن فکر کردم وتمام کسایی که استارلینک حتی به این فکر کردم پلن سی به ایدا بگیم تو بله گروهو ببریم. تا سه صبح که از خستگی خوابم نمیبرد استرس از دادن اینجارو داشتم .
امروز ظهر که بیدار شدم چمدونارو که دیدم عزا گرفتم ،کی میخواد اینارو جمع کنه.دوباره برگشتم تو تخت واومدم اینجا دیدم خداروشککررر درست شده. اخییییش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر