سالهاست دارم دنبال اسم عطری میگردم. خاطره ای دور و عجیب پس ذهنم مانده و این بو برایم بسیار دلنشین است. مدتهاست با هر اسم و مشخصاتی که میتوانم سرچ میکنم مثلا عطرهای دهه هفتاد شمسی یا دهه نود میلادی. یا فکر میکنم شاید در اسمش یک بلو داشت. ولی پیدایش نکرده ام. اول دبیرستان بودم. دختر کنار دستی ام که از خانواده ی خیلی مذهبی بود با یک پسری دوست شده بود و یک سره درباره اش حرف میزد و تعریف میکرد و دل ما را میبرد. عکسش را هم آورده بود و بما نشان داده بود و خیلی خوش تیپ و جذاب بنظر میرسید. بنظر من او داشت بهترین و هیجان انگیز ترین حال دنیا را تجربه میکرد. یکبار پسر برایش نامه ای نوشته بود پر از مطالب بامزه و نقاشی و خلاقیت. کلی فلش و معما و رنگی رنگی. و عطر خودش را هم زده بود به نامه . دوستم از ترس اینکه لو نرود نامه را بمن داد برایش نگه دارم. تصور کنید دیگر آن نامه و آن عطر خوشش چه معنایی برای من داشت. انگار گنج داشتم. توی پلاستیکی گذاشته بودم مبادا بویش بپرد. خدا خدا میکردم نخواهد آن را پس بگیرد. در هر فرصتی یواشکی بویش میکردم و به سطر سطرش نگاه میکردم . آن بو در ذهن من مانده و شده یک حس شیرین نوستالژیک. دوستم بعدها لو رفت و خانواده اش بشدت محدودش کردند و چادر سرش کردند و فرستادند آموزش های مذهبی و بعدها در حرم کار پیدا کرد و شوهری از خادمان حرم هم نصیبش شد. حرم که میدانید منظورم کجاست خب من مشهدی ام.
چند سال پیش دوستم را پیدا کردم و ازش پرسیدم آن عطر یادت هست؟ گفت هیچی واقعا هیچی حتی خاطره ای از آن زمان نگه نداشته ام. اصرار نکردم چون آدم به یک زن مذهبی متاهل که بچه هایش هی گریه میکنند نمیتواند اصرار کند که اسم عطر دوست پسر دوران نوجوانی ات را بیاد بیاور . نا امید شدم و فراموش کردم
چند روز پیش در آسانسور خانه بویی کمی شبیه آن میامد. ایستاده بودم و نفس های عمیق میکشیدم. فکر کردم هیچ راهی برای پیدا کردن اسم این عطر هم ندارم ضمن اینکه این دقیقا آن بو نیست. باز شروع کردم به سرچ کردن در سایت فراگرانتیکا شاید بتوانم سرنخی پیدا کنم. نشد.
امروز دیگر طاقتم طاق شد و دلم را زدم به دریا. اسم و فامیل آن پسر را سرچ کردم . چند تا پروفایل لینکدین آمد که صورت او نبود. با اسپل های مختلف امتحان کردم. پیدایش کردم. اطلاعاتش را چک کردم خودش بود.در کانادا زندگی میکند. نمیشد برایش مسیج بزنم. فالو کردم باز هم نشد. درخواست کانکت فرستادم. پدنینگ شد. اینستا را سرچ کردم پروفایلش را پیدا کردم. درخواست دوستی دادم و پیام مودبانه هم به انگلیسی نوشتم که واقعا نمیدانم چرا به فارسی ننوشتم. فکر کردم اگر انگلیسی باشد احتمالش زیادتر است که توجه کند و بخواند! حالا هم نشسته ام دست روی دست تا ببینم ایا خبری میشود یا نه.خیلی بعید است چون پیام های غریبه ها در اینستا یک جایی قایم میشوند.
اینهم از کارهای عجیب و غریب من. آن پسر که الان مرد کاملی شده اگر بر فرض بخواند با خودش چه فکری خواهد کرد؟ آیا او عطر سال دوم سوم دبیرستانش را بخاطر می آورد؟ هیچ راه دیگری نداشتم . آرزو دارم بخواند و یادش باشد و عصبانی نشود و جواب بدهد. آمین!
حالا تا اون جواب بده یک بار light blue از دولچه گابانا رو بو کن شاید اون بود
پاسخ دادنحذفاینی که میگی بوکردم نه این نیست. اصلا شک دارم کلمه بلو داشته یا نه.
حذفآخ و امان از بو. من هر آدمی رو با بوشون به خاطر میسپارم. و از اونجایی که تو اسم خوب نیستم. بارها همین اتفاق توی آسانسور برام افتاده. گاهی خیال میکنم شاید اگه خود اون آدما رو الان ببینم نشناسم اما بوی عطرشون تو خاطرم هست.
پاسخ دادنحذفنیلی نیلی :))))) تو میتونستی همکلاسی من باشی هرچند خانوادهم مذهبی نبودن و به خادم حرم ندادنم ولی سوم دبیرستان توی مشهد، نامهی دوست پسرم تز تهران اومد که بوی عطر میداد و دادم دوستم توی کیسهفریزر نگهش داشت
پاسخ دادنحذفچقد بامزههه:)))))
پاسخ دادنحذف