متنی که فردا تو مراسم تولدم میخوام برای بقیه بخونم رو برای شما اسپویل میکنم چون اگر نبودید نه مراسمی بود و نه متنی پس شایستهترینید امروز از فردا خبردار بشید:
از همه حاضرین در جمع تقدیر و تشکر میکنم که حضور به هم رسوندن و گرما و معنا بخشیدن. چون در دهه چهارم زندگیم فهمیدم معنا ساختنیه نه یافتنی. پس هرکسی که اینجاست یه گوشهی گرما و معنا رو گرفته داره میره. پشت تک تک شما بیل و کلنگا رو دارم میبینم نگا کنید یه دیقه.
من از تولد گرفتن برای خودم متنفرم چون از اینکه در مرکز توجه قرار بگیرم بدم میاد این موقعا که خودت دعوت میکنی باید حواست باشه همه بهشون خوش بگذره و بدتر از اون نمیتونی هیچکی رو مسخره کنی و فقط باید لبخند بزنی بگی ها ها ها آره عزیزم همینطوره چه جالب اوممم. ولی امسال گفتم بذا یه جور دیگه بریم. سال گذشته کلا چیزای زیادی رو یه جور دیگه رفتم خداروشکر شکست پشت شکست ناکامیام از کوه چشم آقامحمدخان قاجارم بیشتر شده تجربههای شگفتانگیزی رو باهاشون روبرو شدم. برای اولین بار فهمیدم پنیک اتک واویلابازی بچههای شرکت برای کار نکردن نیست واقعی اشکت درمیاد قطع نمیشه، نفست درنمیاد فکر میکنی داری میمیری ولی مطمئنی نمیمیری. اشتباه اووه تا دلت بخواد موندگی و درموندگی ناهار و شامم شده بود. اما سعی کردم برای چیزای جدید راهای جدیدم انتخاب کنم سعی کردم از آدما واضح کمک بخوام یا برم دکتر دیوونهها یا ورزش یا به کارم جور دیگه نگاه کنم و به عشق. اصلا همین الان که دارم این متنو مینویسم زیر دستگاه فیزیوتراپیام. فیزیوتراپی آخه چیه مگه دفاع راست استقلالی آخه تو. فهمیدم جوابای یکسان سی سال شاید فقط جواب میدن برا همین امسال تو سی و یک سالگی روتین قبل جواب نداده پس تا شصت سالگی فرمونو باید بچرخونم. تحلیلای منو ببین. اکثرا رمالی تحلیل میکنیم. فقط زرورق منطق و عقل و فهم میپیچیم دورش فکر میکنیم کائناتی نیستیم. تو هم همین الان که جلو من نشستی تو دلت میخواد یه معجزهای بشه دو میلیارد پول به حسابت واریز بشه یا کراشت بهت پیام بده یا ویزات بیاد یا چمیدونم یکی ساعتشو بذاره رو میز بگه برا تو کردم. چندوقت پیشا داشتم یه فیلمی میدیدم انقدر حالم بد شد وسطش قطع کردم یه پسره دختر همکارشو دوست داره ولی چون با هم دوست صمیمیان میترسه بگه و جواب رد بشنوه و همین دوستیام خراب بشه ولی چیکار کنه عاشقشه. یه جا میره تو یه مغازه رو یه عود نوشته هر آرزویی کنی و بشکنیش آرزوت برآورده میشه آرزو میکنه دختره عاشقش بشه. و میشکنه. و عاشقش میشه. دختره انقدر وحشتناک عاشقش میشه که فیلم ترسناک میشه به جای ملودرام. جوری که از دختره متنفر بشی. یعنی آدم باید حواسش باشه چی هم آرزو میکنه.
داشتم میگفتم امسال گفتم بذار خودم به آدما بگم بیان و صبحم بیان جای شب. صبح مگه چی از شب کمتر داره. گل شبدر چه کم از لالهی گلگون دارد. و به این فکر نکنم کی میاد کی نمیاد کی بهش خوش گذشته کی بد کی با کی بده کی با کی خوب. خودتون خودتونو خوش بگذرونید منم بگذرونید واقعا خوشحال میشم.
امسال دارم تلاش میکنم فرمونامو بچرخونم به سمت آدم بهتری شدن یعنی آدمی که به اطرافیانش محبت و علاقه و اهمیت بیشتری میکنه. بقیه چیزا رو خداروشکر خوب دارم و کمال و کامران رسیدن و نتیجهی غاییم این شده معین که روبروتون میبینید. امیدوارم به قول کیارستمی وقتی برمیگردید از همین مسیری که اومدید علاوه بر نور و رنگ و جای پاهاتون شما هم عوض شده باشید و امروزو یه جایی تو ذهنتون داشته باشید. سخنرانیم دوست داشتم مثل سخنرانی بوجک تو مراسم ختم مادرش باشه نمیخواستم از خوبی و محبت و تشکر بگم دوست نداشتم بگم در کارم چیکار کردم به چیا رسیدم اتفاقا دوست داشتم بگم چقدر یه جاهایی بد بودم و بد کردم و تنها بودم و مرز باریکی تا خودکشی داشتم ولی بازگشتم چون عاشق تجربهی زندگیام و این چیزیه که هیچوقت تموم نمیشه تا بمیرم.
گواردیولا به عنوان کسی که هزاران هزار برد و جام و رکورد داره و جزء بهترین سرمربیهای تاریخه تو مراسم خداحافظیش از باشگاه یه سخنرانی داشت و مرد با اون عظمت فقط یه خواسته از آدما داشت. این تیکه آخر متن و حرف منو از زبون گواردیولا روی تلویزیون ببینید:
[گواردیولا میگه لطفا هرجا تو هر کشور و تو هر خیابونی منو دیدید لطفا بغلم کنید. بهش نیاز دارم.]
تولدت مبارک معین. امیدوارم با همین فرمونی که داری میچرخونی، تو سی سال دوم جاهای قشنگتری رو تو مسیر زندگیات ببینی
پاسخ دادنحذفتولدت مبارک :)
پاسخ دادنحذفچه متن قشنگ و تاثیرگذاری برای تولد
پاسخ دادنحذفایشالا سی سال بعدی خوشحالتر باشی و بیشتر خوش بگذره. بغل معین جون
پاسخ دادنحذف