۱۷ تیر ۱۴۰۵

دوباره جنگ

 دوباره جنگ شد هیچکی به هیچ‌جاش نیست.

عادی شد؟

من هنوز شدیدا عصبانی میشم هرچیز نامربوطی به ایران بگن، مهم نیست کی باشه، میزنم به درو دیوار.

مارو اینجا واقعا خفه میکنن. من احساس خفه‌شدگی دارم که هر چی بگی میگن م*ساد م*ساد. همه‌ی ما م*ساد؟ تو فیسبوک وضع حتی بدتره. همه بنگلادشیو نمیدونم نیجریه‌ایای ذوب وولایت. سودشون تو چیه اینا مشکلشون چیه؟ بگو اصلا نوستالژی دارن، نمیدونم دینشون یکیه. هرچی. یه سری ایتالیایی، کلا خارجی بی‌ربط، هستن هر هفته عکس خ*منه‌ای برمیدارن و میرن تظاهرات و رژه میرن، با شلوارک و نیم تنه و چف‌یه. خستم از زندگی کنار این آدما. فکر میکنم تو ایران همه همفکر و همدلن. بین آدمایی که میشناسم، چند نفر ازینام هست، چند نفرم کشته‌مرده‌ی کموونیسم هست، که حاضرن بقیه رو بخورن ولی کموونیسم خوبه، الانم عاشق خ*منه‌این. تازه اینجا برای اینکه ثابت کنم نه بخدا تو قر*ن نوشته اینطوری، اندازه‌ی دینی سوم دبیرستان هر ماه تعلیمات آسمانی خوندم و گفتم. خستم خیلی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر