ما باهم خیلی فرق داریم.
مثلا من بلال رو گرد تا گرد میخورم میرم پایین، تو یه خط صاف رو تموم میکنی.
من سالاد رو در درشتترین حال ممکن دوست دارم، تو باید کاهو رو هم نگینی خورد کنی.
لیمو واسه من فقط شربت آبلیمو تگریه، اما تو بتونی به خود لیمو هم لیمو میزنی انقد که دوستش داری.
من هر میوهای رو کال کال میخورم و خنک، تو باید موز برات نرم و شیرین باشه.
من همیشه انتخابم بستنی نرم و سادهی وانیلیه، تو همهچی رو امتحان میکنی مخصوصا شکلاتیشو.
من زندگی رو سخت میگیرم، تو آرومی و زیباییها رو بیشتر میبینی.
با اینهمه تفاوت، ما میتونیم پدر، مادر خوبی باشیم؟!
*البته که راجع به بلال و سالاد و لیمو و موز و بستنی؛ حرف نمیزنم.
چقد ناز نوشتی
پاسخ دادنحذف>:*<
حذفآره واقعا خیلی قشنگ نوشتی و چه جالب که ما تو یه حالیم
پاسخ دادنحذفخیلی عجیبه این نزدیکی احوالاتمون . >:*<
حذفعالی
پاسخ دادنحذف:**
حذفما هم تو همین حالیم یه جورایی شرق و غرب! اما تو مرکزمون یه چیزی هنوز هست که مثل آهنربا نذاشته هرکدوم بریم به سمت خودمون و کامل بکنیم عزیزم :)
پاسخ دادنحذف