خیلی خسته ام. امروز خیلی خوش گذشت و خاطره انگیز شد. با تله کابین و قطار رفتیم نوک قله. تخصص سوییسی ها اینکه نوک قله رو یه جوری طراحی کنن که بشینی از بالای آن بام همه ی زیر پات را تماشا کنی و همزمان هم از غذا یا آبجو یا قهوه ات لذت ببری. فیزیکی ولی خیلی خسته شدیم هممون. برای همین نمیخوام امشب اینجا بگم چی کذشت. میخوام بگم چی دوست دارم که بشه. همون ۵ ملیون دلار معروف.
و این شما و اینم ۵ میلیون دلار من :
قبل از بازنشستگی: یه خونه ی ۳ یا ۴ اتاق خوابه در همین محله ای که هستیم. چون این محله مدرسه هاش خیلی خوبه. و بعدا برای بچه ها خوب میشه. ( شاید فکر کنین این چه رویاییه اخه خب برید همچین خونه ای بگیرید، ولی نیست. در شهر ما تخمشو ملخ خورده و رقابت برای خانه تبدیل به راز بقا شده).آشپزخونه اش اونقدری بزرگ باشه که یک میز توش بذارم. یک حیاط یا بالکن بزرگ. کارم رو ببرم به اون شاخه ای که دارم براش برنامه ریزی میکنم. و همیشه وقت برای ورزش کردن داشته باشم. به هیچ عنوان مجبور نباشم بیشتر از روزی ۵ ساعت کار کنم.
بعد از بازنشستگی : دیگه چون خیلی دور است، بذار هرچی دوست دارم ببافم. یک تاکستان طرفای vevey داشته باشیم. با یه کارخانه/کارگاه شراب سازی. منم یه اتاق داشته باشم از آنِ خودم و فقط برای نوشتن. اون ۲۰ سال سوم را بشینم فقط دو تا ۲۰ سال قبلی را بنویسم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر