۱۹ تیر ۱۴۰۵

جزییات

 رفته بودم شهر بغلی برای یه کار اداری. از شهر خودمون بزرگ‌تره. از قطار که پیاده شدم قدم زنان رفتم مرکز شهر که اول یکی از هم‌کلاسی‌هام رو ببینم و بعدش برم سراغ کارم. همه مغازه‌ها حراج وسط فصل (mid-season) -از اینکه تلاش کنم فارسی بنویسم خوشم میاد- گذاشته بودن. فکر کردم کارم که انجام شد، سر راه ایستگاه وایمیستم و نگاه می‌کنم.

وارد هِما که شدم دیدم برای لاک‌هاش تخفیف یکی بخر، دوتا ببر گذاشته، خوشم اومد. شروع کردم لاک‌هاش رو امتحان کردن. فکر کردم دلم رنگ روشن تابستونی می‌خواد. یه لیمویی و یه گل‌بهی رو روی شست دست چپم امتحان کردم. گل‌بهیه زیادی پررنگ بود. لیموییه خوب بود، ولی رنگ من نبود. باکس سبزها و آبی‌ها رو نگاه کردم. یه سبز لجنی رو پایین لیموییه امتحان کردم. برای پاییز خیلی خوب بود ولی الان نه. یه آبی آسمونی هم پایین‌تر از گلبهیه تست کردم. خوب بود، روشن و خنک. برش داشتم. حالا باید رنگ دوم رو انتخاب می‌کردم. باکس سمت چپ سفید بود. سفید خوبه؟ یادم افتاد روز فارغ‌التحصیلی دلم خواسته بود ناخن‌های پام رو لاک سفید بزنم و نداشتم. تست کردن لازم نداشت ولی یک‌چهارم انگشت اشاره‌ام رو لاک سفید زدم. به تصمیم‌گیری‌ام کمکی نکرد. یه کالباسی تیره برداشتم و کنار سفیده تست کردم. رنگ مورد علاقه مامانم بود. یه لاک شبیهش، یه خورده بنفش‌تر تو ایران دارم. اینم قشنگ بود ولی اونقدری که می‌خواستم تابستونی نبود. فکر کردم یه رنگ نود کرم-صورتی بردارم، از اینا که خیلی نامحسوس می‌شینه روی ناخنت. ماته، کل ماهک و بالای ناخن رو می‌پوشونه و اینطور نیست که معلوم نباشه، اما داد نمی‌زنه که هستم. هفت-هشت‌تا شماره مختلف از این طیف رو داشت. رو ناخن‌ انگشت‌های میانه و حلقه‌ام تستشون کردم. بینش یکی دوتا لاک اکلیلی، طوسی و یه آبی کهکشانی رو هم تست کردم. این وسط به اینکه یه لاک و یه تثبیت‌کننده بردارم هم فکر کردم.

چهارتا از ناخن‌های دست چپم از قسمت‌های نامساوی از لاک‌های رنگارنگ پر شده بود. موضوع فقط انتخاب رنگ نبود، که البته اون هم بود. اما موضوع این بود که می‌تونستم به خودم این وقت رو بدم. دیگه فارغم و ددلاینی برای تکالیف دانشگاه یا پایان‌نامه ندارم. یار هم باهام نبود که حوصله‌اش سر بره یا فکر اینکه الان خسته می‌شه و بعد اینجا بلافاصله می‌گه بریم خونه باعث عجله‌ام بشه. می‌تونستم همون راهروی اول وایستم و همه لاک‌ها رو تست کنم. آبی آسمونی و کرم-صورتی؟ شک داشتم. ناخن انگشت کوچیکه رو لاک کرم-صورتی زدم، کامل. قشنگ بود، اونقدر که همین الان هم که نگاهش می‌کنم -هنوز پاکشون نکردم- خوشم میاد. اما به لاک پاهام -همون که جای سفید روز فارغ‌التحصیلی زده بود- که نگاه کردم، به نظرم رسید همون هم می‌تونه جای کرم-صورتی کار کنه. به یه رنگ ملیح نیاز نداشتم. این شد که با سفید جایگزینش کردم. می‌تونم با همون پایه، فرنچ هم بکنم ناخنام رو. خب پس آبی آسمونی و سفید. یه بار دیگه به رنگ‌ها نگاه کردم. این سبز مغز‌پسته‌ایه رو امتحان نکنم؟ رو انگشت اشاره‌ام، پایین سفید گچی یه خورده جای خالی هست. همون‌جا امتحانش می‌کنم. چشمام برق می‌زنه. ده هیچ از آبی آسمونی جلوئه. تا چند سال پیش آبی رنگ مورد علاقه‌ام بود. این رنگ آبی رو هم داشتم و به اندازه کافی زده‌ام. اما الان رنگ مورد علاقه‌ام سبزه و این سبز رو هم هیچ‌وقت نداشتم. سفید گچی و سبز مغز پسته‌ای رو خریدم و اومدم بیرون. 

دو سه تا مغازه دیگه هم وایستادم سر راه ایستگاه. آخری رو نباید می‌رفتم داخل. دیر شد و تا رسیدم به قطار رفت. قطار بعدی شونزده دقیقه دیگه راه می‌افتاد. نشستم روی نیمکت ایستگاه. لاک سبزه رو درآوردم و روی ناخن‌های شست و اشاره دست راستم زدم. بعد یادم افتاد می‌خوام ناخن‌هام رو کوتاه کنم و بعد لاک بزنم. بستم و گذاشتمش سر جاش. گوشیم پنج درصد شارژ داشت. تقریبا کاری نمی‌تونستم باهاش بکنم. نت رو روشن کردم، صفحه وبلاگ رو باز کردم و نت رو خاموش کردم. بهترین وقت بود برای وبلاگ خوندن. رفتم داخل قطار نشستم و شروع کردم خوندن. با شستم اسکرول می‌کردم و سبز مغز‌پسته‌ای همه‌اش دلم رو می‌برد.

این پروسه خرید لاک، برای خیلی چیزهای دیگه هم به همین شکل و گاهی حتی با شدت بیشتر برقراره. این‌طوریه که وقتی چیزی رو در نهایت می‌خرم، در پس‌زمینه شنیده می‌شه که: «تو را من برگزیدم... از میان این همه خوبان.» و البته که تمرینی بود برای توصیف کردن.

پ.ن. به همه اونایی که دوره جدید آیدا رو شرکت کردن حسودی‌ام شد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر