۲۵ تیر ۱۴۰۵

من ستاره نیستم

 امشب تگم رو فارسی کردم. خیلی فکر نکردم که می‌خوام تگم چی‌باشه، فرصت نشد. دو روزه دارم با برنامه پیش می‌رم و خوب به کارام می‌رسم اما خب به اون چیزایی که اسم کار روشون نمی‌ذاریم نمی‌رسم. فکر کردم اسم خودم رو بذارم، ولی بعد دیدم این رو دوست ندارم. اسمم رو دوست دارم البته، موضوع سانسور هم نیست. اما اون اسم نویسنده که برای خودمون انتخاب می‌کنیم تو وبلاگ، انگار یه چیزی به اسممون، به ما، به اون شخصیتی که توی دنیای وبلاگ داریم اضافه می‌کنه. بعضی از اسم‌هایی که اینجا بچه‌ها برای خودشون انتخاب کردن برام خیلی جذاب بوده. مثلا اینکه چی شده که بلاتکلیف بین نارنجی و سبز کله‌غازی، این رو برای اسم نویسندگی‌ش (بر وزن اسم خانوادگی‌) انتخاب کرده، برام خیلی جالبه. می‌تونم فقط به جالب بودن عنوانش یا اینکه از کجا ممکنه اومده باشه فکر کنم. یا حتی همین‌که جی‌.ران اینطوری اسمش رو می‌نویسه.

می‌خواستم تو این پاراگراف بنویسم چرا ستاره، بعد فکر کردم شاید اگر نگم، منم اسباب داستان‌بافی کس دیگه‌ای بشم. پس نمی‌گم.

۴ نظر:

  1. هاها! احتمالا یه روز تعریف می‌کنم ولی دوست دارم داستان بافیت رو بشنوم. اینقدر برات بگم که این اسم به مرور در اومده ⁦8⁠-⁠)⁩
    همون‌جوری که گفتی برای من قضیه سانسور نیست، بخشی از هویتمه. به یکی از دوستام گفتم اینجا می‌نویسن. ببین پیدام می‌کنی. از رو تگم پیدام کرد ⁦^⁠_⁠^⁩

    راستی تگ فارسیت رو به این پست نزدی! حدس می‌زنم ستاره است؟!

    پاسخ دادنحذف
  2. راستش داستان که نه، اما هربار می‌خونمش یاد فیلم burning و اون پانتومیم پوست کندن و خوردن نارنگی می‌افتم.
    چه قشنگ. خیلی دوست دارم اسم‌های اینجوری رو که یه اسم یا عبارت شبیه آدم می‌شه، باهاش پیدا می‌شه.
    بله بله، ستاره است :)

    پاسخ دادنحذف
  3. واجب شد برم فیلم رو ببینم یا اون صحنه رو حداقل ⁦:⁠-⁠)⁩

    پاسخ دادنحذف
  4. من اسم واقعیم جیران نیست. یه عزیزی جیران صدام کرد و عاشقش شدم. بعد دیدم از فرم نوشتن jrun بیشتر خوشم میاد.انگار نموندنی‌تره، غیرواقعی‌تره.نمیدونم.بعد که اینجا نخواستم با اسم خودم باشم، دیدم میشه جی.ران بود باز

    پاسخ دادنحذف