۱۷ خرداد ۱۴۰۵

قیام‌خونین ۱۵ خرداد. دوست داشتن خود.

 دارم‌برمیگردم‌‌نونه. خیلی عجیبه که دیگه اون شهر که یه روز غریب ترین‌ بود برام الان شده خونه ای‌که‌ دلتنگش شدم.

تو هواپیما اتوبوسی نشستیم. خیلی خوابم‌میا‌د. ۸ روز‌خیلی فشرده فقط‌خوش گذروندیم، خوردیم و گشتیم و به بعدش فکر نکردیم. اما آیا من خوشحال بودم؟ نه همه ی لحظه هاشو. چرا؟! چون اون قاضی درونم قوی تر از این حرفاس. 

تازه بعد این همه شال اجازه داده اولین آرزوم موقع فوت کردن کیک تولدم  این باشه که بگم: امسال با خودم مهربون تر باشم. خودمو بیشتر دوست داشته باشم. 

خب دیگه داریم میپریم. باید تلفنو خاموش کنم.

هیچ نظری موجود نیست: