همه خوابیدن و من فقط بیدارم. حالم بهتره با اینکه مصرف داروهام رو قطع کردم. البته از روزی که مامان آمده مجبورم کرده ویتامینها رو بخورم و همینطور یه کپسول برای بهتر شدن خلق و خوم. فکر میکنم این هم بیتاثیر نبوده. کپسولِ معجزهگر! بعد هزارسال به پوست صورتم میرسم، برای درس و فعالیتهام انرژی دارم و جرقهست تو بدنم که باعث میشه جنبوجوش داشته باشم.
و دارم به زندگی ادامه میدم. زندگی.
و دارم به زندگی ادامه میدم. زندگی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر