۱۸ خرداد ۱۴۰۵

عقل سالم در بدن ناسالم

 امروز رفتم باشگاه ثبت‌نام کنم گفت باید اول ارزیابیت کنم گفتم برو بریم منو بیرزیاب گفت به پشت بخواب. ترسیدم. گفت پاهاتو باز کن گفتم جیم همین طبقه پنج بود دیگه؟ گفت شنا برو. خیالم راحت شد. هرکار می‌کردم نمره می‌داد آخر گفتم نمره‌م بیست شد؟ گفت تو همه بخشا یک شدی. خوشحال شدم. گفت یک یعنی ضعیف‌ترین. گفتم من از بچگی ورزش کردم چطور ممکنه؟ گفت از بچگی تا کی؟ گفتم تا بچگی. 

سختی لنگیدن بیشتر از اینکه جسمی باشه روحیه. چاقی مفرط کلسترول و اوره و کبد چرب و چیل داره ولی بیشتر خودتو تو آینه می‌بینی می‌گی اه این چیه این کیه‌اس. مربی گفت اینجوری پیری سختی خواهی داشت ولی به این فکر نکردم. فقط تو ذهنم گذشت مغزم از بدنم راضی باشه نه کبد و کلیه‌م. 

هیچ نظری موجود نیست: