دارم پایاننامه مینویسم یا بهتره بگم دارم خودم رو شرحه شرحه میکنم که پایاننامه بنویسم اما کلمات انگلیسی کنار هم نمیشینن. اون چیزی که تو ذهنمه شبیه آثار شکسپیره و اون چیزی که رو کاغذ میارم شبیه داستانهای گروه سنی الف. این رو پارسال در مورد انگلیسی صحبت کردن میگفتم و حالا، دقیقا هفت روز، ۱۶۸ ساعت قبل از ددلاین سابمیت پایاننامه در مورد نوشتن میگم.
نوشتنش کش اومده و دیگه هم حوصلهاش رو ندارم. به اون مرحلهای رسیدم که به صفحه مانیتور نگاه میکنم اما درباره کارهایی که بعد از خلاص شدن از پایاننامه دوست دارم انجام بدم رویا میبافم. فردا عصر با استاد راهنمام جلسه دارم، تا صبح باید پیشنویس دوم تو اینباکسش باشه و من سرجمع ۳۰۰ کلمه به نسخه هفته پیش اضافه کردم. لعنتی!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر