بیش تر ۱۰ ساله ندیدمت. دلم برات شده. نمیدونم اگه بودی و اگه با هم بودیم الان زندگیم چه شکلی بود.ولی من یک زندگی خیالی با تو دارم. که تو عاشقم که توش دیده و شنیده میشم.من روزی هزار بار از زندگی واقعی خودمو پرت میکنم تو رویا تو خونه رویایمون با تو . حالادیگه بچه هم داریم
خیلی دوستت دارم کاش زمان به عقب برمیکشت و اینارو بهت میگفتم کاش یک شبه یک تصمیم خرکی نمیگرفتم.زندگی تو آلمان کنار تو که دوستم داشتی و منو میدیدی رویای منه رویایی که باید رهاش کنم ولی نمیتونم ،اگه این رویا رو هم نداشته باشم تو سیاهی مطلق غرق میشم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر