یادمه سال ۸۶ با دو تا از دوستای قدیمی بعد مدت ها قرار گذاشتیم.
حرف وبلاگ نویسی شد که خانم ص گفت وبلاگ داره و من خوشحال گفتم آدرس وبلاگت چیه
خوب الان می دونم کار اشتباهی کردم
چون شاید طرف خوشش نیاد دوستاش وبلاگش را بخونن
در هر صورت خانم ص آدرس وبلاگش را داد
اون زمان خانم ص یه دختر زیبای هنرمند بیست و خرده ای ساله و مجرد بود
ولی وبلاگ در مورد یه زن افسرده چهل ساله بود که از همسرش جدا شده و به شدت در فکر خودکشی بود.
من اون زمان وبلاگ زیاد می خوندم و وبلاگ خانم ص باعث شد یه کم در مورد نویسنده های وبلاگ ها دچار شک بشم.
مثلا شاید ویولیتای زنان مطلقه معلقه به جای خانم دکتر داروساز ساکن سیدنی یه مرد چاق اهوازی بود.
یا نویسنده گربه روی شیروانی داغ به جای یه دون ژوان خوشگذرون یه دخترنوجوان خجالتی بود.
در هر صورت خانم ص گند زد به حال و هوای وبلاگ خونی من.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر