آه انقد حرف دارم که اصن آه لهلهلهآهلیلاس…! 😮💨
امروز دلم نمیخواد حرف بزنم.
حرف دارما، خیلی. خیلی خیلی زیاد.
اما از فرط حرف و فکر زیاد نمیخوام حرف بزنم.
حتی «ن» هم زنگ زد حالم رو بپرسه ریجکتش کردم گفتم تکست بده، حوصله حرف زدن ندارم. گفت چرا چیشده؟
گفتم چبدونم دیگه بعضی موقعا هم آدم حوصلهی حرف زدن نداره دیگه، نمیخوام لب بالاییم از لب پایینیم جدا بشه!
مگر بهم بستنی یا وافل بدن!
اون موقع میشم خوشحالترین دختر دنیا و هرچقد بخوای برات حرف میزنم!
حالا که دارم این رو مینویسم دوباره متوجه میشم که دردم چیه و چقدر تنهام و چقد خوشحالترین دخترِ افسردهی جهانم!
پس امروز حوصله نداشتم چون کسی بهم نگفت بیا بریم بستنی یا وافل بخوریم!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر