۰۸ تیر ۱۴۰۵

بيست و نهم ژوئن

 زن بعد از فرستادن بچه‌ها به مدرسه، کتاب و موبایلش برداشت و رفت روی تخت بچه‌‌اش. تا بعداز‌ظهر که کلاسش شروع بشه کتاب خوند. بعد از خواب بچه‌ها هم به کتاب پناه برد و تمامش کرد. در کاغذی یادداشت کرد: «صلح با جهان بیدار کردن جز جز جهان است از طریق چیزی که هم جزئی از جهان است و هم نیست» در دلش آرزو کرد چند روز دیگر مثل امروز کاش در هفته داشت که می‌توانست هیچ‌کاری نکند بجز خواندن…



۲ نظر:

  1. چی میخوندی که انقدر چسبناک بود؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آیینه های دردار رو خوندم از هوشنگ گلشیری :)‌

      حذف