خیلی وقتا دلم میخواد فقط یه نفر باشم. واقعا یه نفر باشم یعنی، تو دلم و تو فکرم.
هی یه آهنگ که گوش میدم، دو تا فکر مختلف، دو تا حس مختلف تو ذهنم نباشه. یه منظره که میبینم تو فکرم جدال نکنم با خودم که کاش فلان.
از وقتی اینجا مینویسم دیدم که چقدر توضیح دادن چیزایی که تو مغزمه سخته برام. وقتی دارم بهش فکر میکنم که بنویسم به نظرم راحت میادا ولی وقتی میخوام تبدیلش کنم به جمله، یهجوری میشه که وقتی از طرف شما دارم میخونمش اصلا نزدیک نیست به چیزی که توی ذهنمه.
خلاصه که من توی مغزم دونفرم و همین بیچارهم کرده.
پ.ن: من از فونت تاهوما متنفرم آیدا. این چه بلاییه سرم آوردی؟
۱ نظر:
جداها!
ارسال یک نظر