۱۴ تیر ۱۴۰۵

به پایان آمد این دفتر

 حالا دوستانی دارم از چهار گوشه دنیا، از کشورهایی که دو سال قبل هیچ اسم و تصویری تو ذهنم نمی‌ساختن. حالا بیشتر از پنجاه کشور رو با اسم یک دوست می‌شناسم و نکته‌هایی از فرهنگشون که در مصاحبت اون دوست یاد گرفتم؛ غذا، رقص، زبان، طبیعت، آداب و رسوم، روابط و ... و قشنگ‌ترین قسمتش اینه که بین خیلی از این فرهنگ‌ها، حتی اونهایی که بینشون اقیانوسی فاصله است می‌شه شباهت‌هایی پیدا کرد.

می‌خوام رمانتیکش کنم. چون واقعیت اینه که می‌دونم با همه این شباهت‌ها خیلی وقت‌ها سختم بوده باب صحبت رو باز کنم. یا می‌دونم که نه تنها محیط آکادمیک همیشه امن‌تر و گرم‌تره و همه‌شمول‌تره، اینم می‌دونم که آدمای این دوره همگی دست‌چین شده بودن. اما به هر حال، خوشحال و قدردان تجربه‌ی سخت اما شیرینی هستم که به دست آوردم.

و حالا آماده‌ام برای فصل بعدی و امیدوارم دیگه هیچ‌وقت برای تحصیل وارد هیچ دانشگاهی نشم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر