مریضم گلوم بدجور درد میکنه، سردردم و دنیام مبهم و تاره. بس که جوگیرم. پریشب و دیشب با یک لا نیمچه پیرهن کنار ساحل خودم رو سرما دادم. قرتی بازی بمن نیامده. باید به سبک فنلاندی های بدلباس با پیرهنم شلوار جین گشادی! میپوشیدم که مریض نشم. امروز خونه ی دوستم دعوت بودم به صرف نازخاتون گیلانی چه حیف شد که نتونستم برم . تا بحال نازخاتون نخورده ام. دیشب ساعت دو از گلودرد و نگرانی جنگ بیدار شدم و هی چک کردم، پریشان بودم. .الان پانزده بارپشت سر هم عطسه های جانانه کردم. جای نیش پشه ها خیلی میخارد و من هم حساسیت دارم ممکن است ورم های شدید کنم.
ساعت دوازده ظهر بیدار شدم و از فروشگاه برای خودم وسایل سالاد و برای بچه پیتزای سه پنیر و مارچوبه و بیکن گرفتم. خودش میتواند بیکن ها را دور مارچوبه ها بپیچد و در فر بگذارد.
چت از روند ورزش و تغذیه ام راضیست و بهم نمره نه و نیم از ده داده.
قرار دیروز هم خیلی خوب بود. البته وقتی من میگم خوب یعنی دو روز دیگه ممکنه بگم این طرف افتضاح است چون آدم شناس خوبی نیستم و اول که هر کسی را میبینم خیزش دوپامین دارم و همه چیز بنظرم رویایی و گل و بلبل است.
دیروز نگران بودم که وقتی میروم سر قراراو اینهمه دویده و من چجوری قرار است بوی عرقش را تحمل کنم . بویی احساس نکردم. البته خیلی هم نزدیکش نبودم ولی بهرحال توی ماشین با این شامه ی قوی و حساسم باید میفهمیدم. مغزم سرخوش است فعلا فقط سیگنال مثبت میفرستد. از فروشگاهی کمی بلوبری گرفتیم و کنار ساحلی نشستیم و روبروی من نشست با حوصله گوش کرد وجواب داد. میدانم که اینطور گفتگو اصلا بدرد دیت دوم نمیخورد ولی برای من خوب بود چون باید یجوری قبل از پیشرفت رابطه در مورد سیگار تست بیماری های جنسی و نوع رابطه و حد و مرزهاش صحبت میکردم و اینطوری توانستم رابطه را کنترل کنم و کمی بشناسمش. خیلی از مسایلی که نوشته بودم لازم نشد مطرح کنم چون مربوط به مردسالاری و زن ستیزی بود و او هیچ ایده ای درموردش نداشت. از من پرسید چرا در ایران مرد سالاری بوجود آمده؟ یعنی در این حد نا اشنا بود. ازش پرسیدم چه انتظار و درخواستی از من داری؟ گفت من فقط نمیخواهم در مورد سکس های تو در رابطه های قبلی ات چیزی بدانم چون خاطره ی بدی دارم. یکبار دوست دختری داشتم که مدتی کات کرد و وقتی بهم برگشتیم برایم تعریف کرد .من همان زمان که مسیجش را خواندم سر کار بودم وهمانجا بلند بلند و طولانی گریه کردم.
در آخر رفتیم دنبال سگش هیلپی و باز تا مرا دید بلند شد بسادگی دست هایش را گذاشت روی شانه ی من و لیس های غلیظی بصورتم زد. با هیلپی تا جایی که توانستیم دویدیم مبادا که دیتمان دوز ورزشش کم بشود.
امیدوارم زودی بهتر شی دختر. عسل و زنجبیل و لیمو و آبگرم توصیهی من به شماست و بوس
پاسخ دادنحذفزودی خوب بشی نیلی جانم. و اینکه منم مثل توام دوپامین و امواج مثبت و اینا... اما امیدوارم واقعنی خوب پیش بره همه چی .خوب کردی مرز گذاشتی. :*
پاسخ دادنحذفامیدوارم زودتر بهتر بشی نیلی جان:*
پاسخ دادنحذفوای نازخاتون رو سرچ کردم. خیلی جذاب بود!
پاسخ دادنحذف