امروز یه توجه دلچسب گرفتم که دختر کوکیفروش صبح گفت چه باحال کیف و جوراب و عینکتو ست کردی. یه اعصابخوردی گرفتم دوبار فیوز شرکت سوخت، یه خبر خوب که کافههه گفت کوکتل عرق نیشکر دارم و یه اتفاق بد که امشب قرصای دیوونگیم رو خورده بودم و یه انتظار قشنگ که گفتم فردا شب میام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر