دیشب تا صبح خواب خونه مامانی رو دیدم. عجیب اینکه تمام جزییات خواب یادمه. یه راست رفتم زیر دوش پیرهن کرمه که گلهای قرمز خوشرنگ داره رو با صندل سفیدا پوشیدمو زدم بیرون. رفتم اکلر جای سوزن انداختن نبود قهوه وپن شکلات داغ رو که خوردم حالم جا اومد. تازه چشمم ادما رو بهتر میدید. چقدرررر خوشتیپ شدن ملت در حد مهمونی و فشن شو ،خواستم یکم کتاب بخونم بیخیال شدم ترجیح دادم ادمارو نگاه کنم اصلا هم به حجم کارای مونده ام فکر نکنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر