فیلم عصبانی نیستمو دیدید؟ نوید محمدزاده بارها و بارها تو ذهنش آدما رو با مشت و لگد میزد و وقتی برمیگشت به واقعیت فقط داشت تحمل میکرد و دستاشو به هم فشار میداد تا تو دهن اون آدمای احمق و نفهم نزنه. تمام امروز یه نوید محمدزاده جیبی داشتم. فقط امیدوارم آخرم مثل آخر اون فیلم نباشه چون آخر اون دیگه فقط تو ذهنش نزد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر